سيد محمد باقر شفتي
162
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
* ( « نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ » ) * * ( « وَكُلاًّ جَعَلْنا » ) * * ( « مِنْ دُونِه » ) * * ( « عَمَلًا دُونَ ذلِكَ » ) * * ( « عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ » ) * * ( « كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ » ) * « * ( أَنْزَلْناه ) * - و * ( مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ ) * - * ( يَنْسِلُونَ ) * » * ( « وَلَداً سُبْحانَه » ) * * ( « فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً » ) * * ( « وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ » ) * * ( « وَانْصُرُوا » ) * كل صادق * ( « مِنْ ضُرٍّ » ) * * ( « يَنْطِقُونَ » ) * * ( « يُنْظَرُونَ » ) * * ( « يَنْفَعُكُمْ » ) * * ( « كُلٌّ فِي فَلَكٍ » ) * « * ( مِنْ قَبْلُ ) * - * ( شَيْئاً قَلِيلًا ) * » * ( « إِنْ كُلُّ نَفْسٍ » ) * « شيئا كثيرا » . و تسميه اين قسم به اخفاء در مقابل اظهار است ، يعنى چنانچه تنوين و نون ساكنه بايد اظهار شود در حين اتصال به حروف حلقيه ، بايد اخفا شود هر يك از اين دو كه بوده باشد در حال اتصال به هر يك از پانزده حرف كه بوده باشد ، يعنى اظهار ننمايد . و در شرح مفصل چنين معنى نموده : معنى اخفا آن است كه نون ساكنه گذارده شود به حال خود ، به اين معنى كه ادغام نمىشود به اين حروف ، چنانچه در حروف يرملون ادغام مىشد ، نظر به اين كه مخرج نون ساكنه نزديك به مخارج اين حروف نيست به نزديكى تام چنانچه در حروف يرملون بود ، و همچنين اظهار نمىشود چنانچه در حروف حلقيه ، يعنى در حال اتصال به اين حروف اظهار مىشد ، نظر به اين كه مخرج نون ساكنه نسبت به مخارج اين حروف چنانچه نزديك نيست به نزديكى تام بعيد هم نيست به بعد تام مثل حروف حلقيه ، زمخشرى از ابو عثمان مازنى حكايت كرده كه او حكم كرده به لحنيت اظهار نون ساكنه با غير حروف حلقيه . انصاف اين است كلمات آنها در اين مقام وافى به اين مرام نيست ، بنابراين حكم به لحنيت قرائت در صورت اظهار نون ساكنه در حال اتصال آن به يكى از پانزده حرف مذكور نمىتوان نمود ، بلكه حكم به رجحان قرائت به مقتضاى آنچه مذكور شده در اقسام اربعه به عنوان اطلاق مشكل است ، چه جاى اين كه حكم به لزوم شود خصوصا در صورتى كه تبديل حرف به حرف ديگر شود ،